تبلیغات
راز آرامش در زندگی
راز آرامش در زندگی
قالب وبلاگ
امام خمینی‌(ره) چون خورشیدی بود که در این عصر درخشید و تاریخ را متحول کرد و امروز و آینده را تحت تأثیر اندیشه‌ها و سلوک خود قرار داد و در واقع محبوب قلب‌ها برای امروز و آیندگان خواهد بود. آن امام بزرگوار شخصیت نورانی است که باید از رفتار و سلوکش آموخت و به‌عنوان الگوی زندگی باید بهره‌ها از آن گرفت. آن چه در پیش رو دارید، مطالبی است از سیره عملی امام(ره) که برای سرلوحه قرار دادن آن در زندگی مان تقدیم می‌شود:

بسیار صمیمی ‌بودند

امام در برخوردهایشان با افراد آن چنان صمیمی ‌بودند که انسان فکر می‌کرد ایشان هیچ کار و مشغله دیگری ندارند جز این‌که با او صحبت کنند. گاهی از مسائل شخصی و مشکلات ما (خانواده) سؤال می‌کردند به گونه‌ای که واقعا انتظار نمی‌رفت امام با این همه مسؤولیت‌هایی که بر دوش دارند و با این وقت اندک، این قدر نسبت به مسائل خانواده دقت داشته باشند.(10)

پیامبر گونه رفتار می‌کردند

برخورد امام با خانواده شان پیامبر گونه بود. بعد از ظهرها که می‌شد، خانواده امام، نوه ها، دخترها و عروس می‌آمدند و دور ایشان می‌نشستند و چنان با امام گرم می‌گرفتند و شوخی و مزاح می‌کردند که تصور چنین حالتی برای یک رهبر سیاسی با آن همه مشغله شاید غیر ممکن است.

بعضی از روزها امام با این سن و سال و مشغله کاری با علی (نوه امام) بازی می‌کرد. ایشان یک طرف اتاق می‌ایستاد و علی در طرف دیگر و با علی توپ بازی می‌کرد.‌(11)


خیلی کم اهل نصیحت بودند

خانم زهرا مصطفوی، دختر امام، می‌گوید: تنها یکی دو مورد بوده که ایشان به ما نصیحت‌هایی کرده اند. یکی در ازدواج دختر خودم بود، موقعی که خطبه عقد ایشان را خواندند و ما خصوصی خدمت ایشان بودیم به دختر من نصیحت کردند که: «تو هر وقت شوهرت وارد می‌شود و دیدی خیلی عصبانی است و حتی در آن عصبانیت به تو تهمت زد و یک چیزهای خلاف گفت، تو در آن موقع به ایشان هیچی نگو، بعد از آن‌که از عصبانیت افتاد، بعدها بگو این حرفت تهمت بوده» و بعد برگشتند رو به داماد کردند و گفتند: «شما هم همین طور، اگر یک وقتی وارد شدید و دیدید ایشان عصبانی است، آن موقع تذکرات را ندهید».(14)

احترام به برادر بزرگ‌تر در حد یک استاد

بارها و بارها شاهد احترام بیش از حد امام نسبت به آیت الله پسندیده بودیم. ایشان به‌عنوان برادر بزرگ‌تر و استاد امام در دوران کودکی و نوجوانی در حد یک استاد و شبیه یک پدر، مورد احترام امام قرار می‌گرفت. مجلس انس امام با برادر بزرگ‌ترشان به دور از مسائل سیاسی و رهبری جهان اسلام، احوالپرسی و تفحص از مشکلات احتمالی برادر بود. در این حال شنیدن مسائل عادی زندگی و چکه کردن شیر آب و خرابی دستشویی منزل ایشان برای امام کاملا قابل تحمل بود.(1)

چرا احمد بیمار است؟

امام علاقه عجیبی به همسر و فرزندان و نوه‌ها و حتی وابستگان خود داشتند. حتی اگر یکی از اعضای دفتر ایشان بیماری پیدا می‌کرد، امام مرتب احوالپرسی می‌کردند. سفارش می‌کردند به مداوا و پزشک و مرتب از وضع آنان جستجو می‌کردند و امر به رفتن بیمارستان.

یک روز حاج احمد آقا برای خواندن پیام امام به جایی رفته بود. امام صحبت ایشان را از رادیو می‌شنیدند. ایشان قبل از پیام گفت که امروز حال من مساعد نبود. امام فورا سراغ گرفتند که حال ایشان چطور است و چرا بیمارند؟(2)

به قم که رسیدی تلفن کن

دختر گرامی امام‌(ره) نقل می‌کنند: من ساکن قم بودم. هر وقت که می‌رفتم با امام خداحافظی کنم به من می‌فرمودند: «به مجردی که به قم رسیدی تلفن کن».

و قید می‌کردند که: «تلفن که می‌کنی به حاج عیسی بگو که بیاید به من بگوید. همین طور تلفن نکن که من رسیده‌ام. این‌ها نمی‌آیند به من بگویند. فکر نمی‌کنند که من دلواپسم. تو قید کن به حاج عیسی که برو به آقا بگو».

من پیش خودم فکر می‌کردم که آقا چقدر دلواپس من هستند. در صورتی که خیلی‌ها هم بودند، ولی هیچ‌کس به من چنین حرفی نمی‌زد و دیگر بعد از ایشان هم هیچ‌کس به من چنین حرفی نزد. این سخن آقا باعث می‌شد که من فکر کنم لابد آقا خیلی نسبت به من علاقه‌مند بودند(3)

آهسته راه می‌رفتند تا کسی بیدار نشود

خانم امام می‌گفتند: بنده تا یاد دارم و با ایشان زندگی می‌کنم، هر شب (همیشه) به نماز شب می‌ایستادند و سعی داشتند که مزاحم من یا بچه‌ها نباشند. حتی یک شب هم ما به خاطر نماز شب آقا بیدار نشدیم، مگر این‌که مثلا خودمان بیدار بودیم. مسافرت هم که می‌رفتیم آقا برای نماز شب که بیدار می‌شدند طوری حرکت می‌کردند و آهسته راه می‌رفتند و وضو می‌گرفتند که مزاحم دیگران نبودند.(4)

نمی‌گویند حرف نزنید

دختر بزرگوار امام می‌گویند: یک‌روز دایی من می‌گفت که رفتم خدمت امام، داشتند رادیو گوش می‌کردند، اما نخواستند به من بگویند حرف نزن بلکه رادیو را نزدیک گوششان گذاشتند. گاهی که ما دو سه نفری در خدمت ایشان صحبت می‌کنیم، ایشان به صورت اشاره به ما می‌گویند حرف نزنید و مستقیما به ما نمی‌گویند حرف نزنید. یک وقت می‌بینیم بلند می‌شوند می‌روند نزدیک تلویزیون و به آن نگاه می‌کنند و ما متوجه می‌شویم که صحبت هایمان موجب شده است که ایشان نتوانند از تلویزیون استفاده کنند.(5)

به ما نصیحت می‌کردند

نوه امام(ره) می‌گفتند: ما وقتی پهلوی آقا بودیم خیلی احساس راحتی می‌کردیم و خیلی رابطه خوبی داشتیم. همه مان حالت امام، پدر بزرگ و همه را می‌گذاشتیم کنار. دو تا رفیق بودیم، وقتی پهلوی هم بودیم. با همه همین طور بودند. همه همین احساس آرامش را پهلوی ایشان داشتند. جذبه به جای خود، دوستی هایمان، حرف‌هایی را که با ایشان می‌زدیم همه خیلی صمیمانه بود. به ما نصیحت می‌کردند، ولی نه نصیحتی مثل بقیه پدر بزرگ‌ها و بزرگ‌ترها. جوری به آدم نصیحت می‌کردند که آدم اصلا احساس نمی‌کرد. وقتی آدم شب می‌رفت و رویش فکر می‌کرد، می‌فهمید امام دارند راه را به ما نشان می‌دهند.(6)

ما را به گذشت دعوت می‌کردند

در خانه امام، کم‌تر اختلافی پیش می‌آمد. اگر هم موردی بود سعی می‌کردیم که آقا متوجه نشوند و این مسأله باعث ناراحتی ایشان نشود. ولی اگر متوجه می‌شدند، ما را به صبر، گذشت و سازش دعوت می‌کردند و کوچک‌ترین دخالتی در زندگی فرزندانشان نمی‌کردند.(7)

توجهشان به خانواده بود

امام در تمام طول شبانه روز حتی یک دقیقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعیین شده نداشتند. ایشان با توجه به شرایط سنی و میزان فعالیتی که داشتند باز هم ساعات خاصی را در سه نوبت (هر کدام بین نیم تا یک ساعت) به اهل منزل اختصاص داده بودند که هر کدام از ما که مایل بودیم خدمت ایشان می‌رسیدیم و مسائلمان را مطرح می‌کردیم. اما در این ساعات معمولا، از لحاظ فکری و روحی توجهشان به خانواده بود، هر سوالی می‌کردیم بدون جواب نمی‌گذاشتند. حتی هیچ‌گاه خودشان ابتدا مسائل را مطرح نمی‌کردند و می‌خواستند که از این وقت، اعضای خانواده استفاده کرده و بر حسب ضرورت مسائلشان را عنوان کنند. اگر سؤالی را به دلیل کمبود وقت پاسخ نمی‌دادند، حتما در خاطرشان بود که در فرصت مناسب دیگری پاسخ دهند.(8)

بدون آن‌که بگویند، به آشپزخانه می‌رفتند

امام برای اولادشان احترام خاصی قایل بودند و بسیار خوشرو و با متانت با آن‌ها رفتار می‌کردند. گاهی اوقات امام بدون آن‌که چیزی به ما بگویند به بهانه‌ای به آشپزخانه می‌رفتند و برای ما چای می‌ریختند. البته ما از این رفتار ایشان احساس شرمندگی می‌کردیم. ولی امام با این کارها کمال مهمان نوازی و در حقیقت بهترین رفتار را نسبت به فرزندان خود نشان می‌دادند.(9)


به همه یک اندازه محبت می‌کردند

دختر بزرگوار امام‌(ره) نقل می‌کردند که: امام با افراد خانواده بسیار گرم و مهربان بودند و در عین این‌که ما به خاطر جذبه‌ای که داشتند حساب می‌بردیم ولی در همان حال خیلی با پدر، گرم و مهربان و صمیمی ‌بودیم. امام همه اولادشان را به یک نظر نگاه می‌کردند و به همه به یک اندازه محبت داشتند.(12)

با بچه‌ها خیلی مهربان بودند

امام با بچه‌های کوچک به قدری مهربان و صبور بودند که آدم حیرت می‌کرد. از ناراحتی و بیماری فرزندانشان بسیار ناراحت می‌شدند و در مراجعه به دکتر عجله می‌کردند(13)


معصیت نکنید

از همسر مکرمه امام(ره) نقل می‌کنند که: «من شصت سال با امام زندگی کردم، ندیدم که ایشان یک معصیت بکند». در عین حال به ما اصلا سخت گیری نمی‌کردند، فقط نصیحت می‌کردند. همیشه به ما می‌گفتند سعی کنید معصیت نکنید. همیشه هدفتان این باشد که گناه نکنید. اگر نمی‌توانید ثواب کنید، اگر توانائی‌اش را ندارید، سعی کنید لااقل معصیت نکنید.(15)

اهمیت جوانی

نوه امام(ره) می‌گویند: اواخر سال ، اول ماه شعبان بود که خدمت آقا رسیدم. مفاتیح دستشان بود و می‌خواستند دعاهای مخصوص ماه شعبان را بخوانند. تا رفتم دست ایشان را ببوسم که مرخص شوم، فرمودند: «هر کاری که می‌خواهی بکنی در جوانی بکن. در پیری باید بخوابی و ناله کنی».(16)

پی نوشت‌ها:

1. حجت الاسلام و المسلمین رحیمیان پاسدار اسلام ـ ش 107 و 108

2. حجت الاسلام و المسلمین انصاری کرمانی پیام انقلاب ش 5

3. فریده مصطفوی

4. مصطفی کفاش زاده

5. زهرا مصطفوی

6. لیلی بروجردی (نوه امام) شاهد بانوان ش 167

7. فریده مصطفوی

8. فرشته اعرابی راه نور

9. عاطفه اشراقی (نوه امام)

10. فرشته اعرابی راه نور

11. سید رحیم میریان (عضو بیت امام)

12. فریده مصطفوی روزنامه اطلاعات 60/12/11

13. خدیجه ثقفی (همسر امام) راه زینب ش 38

14. زهرا مصطفوی

15. نعیمه اشراقی پلیس انقلاب سال 9 ش 100

16. حجت الاسلام و المسلمین مسیح بروجردی



[ دوشنبه 16 خرداد 1390 ] [ 01:27 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب