راز آرامش در زندگی
قالب وبلاگ
امروز روز اول ماه رجب است .در ضمن سالروز آزادسازی خرمشهر هم است.

داشتم فکر میکردم که" این الرجبیون "شامل چه کسائی ؟
دیروز یک رزمنده جانباز تو تلویزیون" که اصلا از نظر جسمی اوضاع مناسبی نداشت "  می گفت: تو جبهه سختی زیاد داشتیم  ، ولی اونجا بهشت بود چون افرادش بهشتی بودن و جهنم چون افرادش جهنمی هستن جهنم رو درست می کنن.

حرف قشنگی به نظرم آمد ،پس بیاییدنسبت به دورو بر خود بهتر توجه کنیم ،ببینیم با چه کسانی نشست و برخاست داریم و قراره با چه افرادی محشور بشیم. 
دوستان خوب منتظر نظرات خوب شما هستیم. یا حق 


[ چهارشنبه 3 خرداد 1391 ] [ 01:35 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
چند روز گذشته بازار داغ روز زن و مادر و....بود
اما آیا میتونیم با اختصاص فقط  چند روز حق مطلب را ادا کنیم؟
می د ونید سوره کوثر چی میخواد بگه  .
کوثر یک جریان است که همیشه ادامه دارد یعنی تا قیام ، قیامت کوثر ادامه دارد . خوب اگه باتوجه به این مسئله به حضرت زهرا"س "بنگریم چطور میشه با یک روز ودوروز ....حق مطلب راادا کرد.
پس برای همیشه افتخارمون اینه که حضرت زهرا" س" داریم و امیدواریم که همیشه پیرو راستین و حقیقی او باشیم،و بتونیم باالگو قرار دادن این بزرگوار
درتمام مراحل زندگی به مقام واقعی زن ومادر نزدیک شویم. 

 
 



[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 11:44 ق.ظ ] [ ] [ نظرات ]
روزی حضرت امام رضا "ع" چند نکته را به عبدالعظیم حسنی آموخت و به او یاد آورد شد که آن نکات را به شیعیان و یاران وی ابلاغ کند. امام چنین فرمود:
عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنها بگو:
شیطان را به دلهای خویش راه ندهند.
در گفتار خویش، راستگو باشند و امانت را ادا کنند.
خاموشی را پیشه خود ساخته از جدال و نزاع بیهوده ای که سودی برایشان ندارد، دوری کنند.
به دیدار و ملاقات هم بروند، زیرا این کار موجب نزدیکی به من است.
آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند، زیرا باخود عهد کرده ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کرده ،به خشم آورد خداوند را بخوانم تا اورا در دنیا با شدیدترین عذاب ها مجازات کند ودرآن سرا نیز از زیان کاران خواهد بود.

سوال از خود: آیا از دوستداران "ولی نعمت خود" آقا امام رضا(ع) هستیم؟ 

[ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 05:53 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]

صیانه ماشطه

اویکی از همان سیزده بانویی است که دردولت حضرت مهدی"ع" زنده شده، به دنیا باز می گردد. وی همسر حزقیل -  پسر عموی فرعون – و شغلش آرایشگری دختر فرعون بود. او همانند شوهرش به پیامبر زمان خود- حضرت موسی- ایمان آورده بود، ولی همچنان ایمان خود را پنهان می کرد.


نوشته اند : روزی وی مشغول آرایش دختر فرعون بود که شانه ازدستش افتاد وبی اختیار نام خدا را بر زبان جاری ساخت .


دختر فرعون گفت:آیا نام پدر مرا بر زبان جاری آوردی ؟گفت:نه، بلکه نام کسی را بر زبان آوردم که پدر تو را آفریده است .

 

دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو کردو فرعون صیانه را احضار کرد وگفت: مگر به خدایی من اعتراف نداری؟ گفت: هرگز! من از خدای حقیقی دست نمی کشم و تو را پرستش نمی کنم.


فرعون دستور داد تا تنورمسی برافروزند و همه بچه های آن را در حضورش در آتش افکنند . چون نوبت به طفل شیر خوارش رسید ، صیانه می خواست به ظاهر از دین برائت جوید که کودک شیر خوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر کن که تو بر حق هستی!


فرعونیان آن زن و بچه شیر خوارش را در آتش افکنده ، سوزاندند و خداوند در اثر صبر وتحمل آن زن در راه دین،او را در دولت امام مهدی"عج"زنده می گرداند تا هم به آن حضرت خدمت کند و هم انتقام خود را از فرعونیان بگیرد.   

 

 

 


[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:08 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]

دو مرد نابینا بر سر راه ام جعفر زبیده عباسی نشسته بودند، زیرا از بخشش و کرم او خبر داشتند. یکی می‌‌‌گفت: اللهم ارزقنی من فضلک؛ خداوندا از فضل و کرمت به من روزی ده. و دیگری می‌‌‌گفت: اللهم ارزقنی من فضل أم جعفر؛ خداوندا از فضل و بخشش امجعفر به من روزی ده. ام جعفر نیز دعای آنان را می‌‌شنید و از آن خبر داشت، لذا برای مردی که از فضل و بخشش خداوند درخواست رزق و روزی می‌‌کرد، دو درهم می‌‌فرستاد، و برای کسی که از فضل و بخشش او طلب رزق و روزی می‌‌نمود مرغی سرخ کرده هر روز ده دینار در شکمش قرار می‌‌داد و می‌‌فرستاد.

 

صاحب مرغ سرخ شده هر روز مرغش را به دو درهم به دوست نابینایش – که از فضل خداوند طلب رزق و روزی می‌‌نمود- می‌‌‌‌فروخت، اما نمی‌‌‌‌دانست در شکم آن چه چیزی وجود دارد . ده روز بر این قضیه سپری شد، سپس ام جعفر از کنار آن دو شخص گذشت.

                                                                                                        به کسی که از فضل و بخشش او طلب رزق و ورزی می‌‌‌‌کرد، گفت: آیا فضل و بخشش ما تو را ثروتمند و بی نیاز ننمود؟
پرسید: چه بود فضل و بخششت؟

ام جعفر گفت: صد دینار در ده روز.نابینا گفت: خیر، بلکه هر روز یک مرغ برایم می‌‌‌‌فرستادی که من هم آن را هر روز به دو درهم به دوستم می‌‌‌‌فروختم.ام جعفر گفت: اما این شخص از فضل و بخشش ام جعفر طلب نمود پس خداوند او را محروم کرد، و دیگری از فضل و بخشش خداوند طلب می‌‌‌‌نمود پس خداوند به او عطا کرد و او را بی نیاز گردانید.


[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ ] [ نظرات ]
همسر امام كه سال ها در سایه این آفتاب جهانی می زیسته و صندوقچه ای از خاطرات و حوادث تلخ و شیرین زندگی امام را در سینه داشتند؛ درباره رفتار حضرت امام می گوید:
"حضرت امام به من خیلی احترام می گذاشتند و خیلی اهمیت می دادند. هیچ حرف بد یا زشتی به من نمی زدند... امام حتی دراوج عصبانیت هزگز بی اخترامی و اسائه ادب نمی كردند. همیشه در اتاق جای بهتر را به من تعارف می كردند."
احترام امام به همسرشان چنان مشهود بود كه همه اهل خانه به گونه ای صحنه هایی از آن را ترسیم كرده و در مورد رفتار كریمانه و احترام آمیز امام بسیار سخن گفته اند؛ از جمله دختر امام می گوید:" برخورد حضرت امام با همسرشان در عین صمیمت و محبت بسیار محترمانه بود. در تمام مسائل شخصی و خانوادگی نظر خانم محترم بود ."

احترام به سلیقه های یكدیگر یكی از بهترین شیوه های ایجاد تفاهم در خانواده هاست. امام در زندگی خود از این اخلاق نیكو بسیار استفاده می كردند. در احادیث و روایات نورانی ائمه (ع) نیز بحث اكرام و احترام به همسربه عنوان یك اصل اساسی برای استحكام روابط خانوادگی مطرح شده است. امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید:

"مَن اَتَّخَذَ اِمرأة فـَلیَكرمَها.، هر كس زنی بگیرد، باید او را احترام كند.

و نیز پیامبر گرامی اسلامی می فرماید:

"... اخذتموهنّ علی امانات الله ...، شماها زنان را به عنوان امانات الهی گرفتید."

" زن از نظر اسلام میهمان محترمی است كه از جنبه احترام، میهمان است و از جهت دخالت در امور زندگی، شریك صاحب خانه ( شوهر) و از نظر امور داخلی، مدیر و سرپرست است."
همسر امام آن گاه كه از احترام امام به خود سخن می گوید، بیان می كند:

" تا من نمی آمدم سرسفره، خوردن غذا را شروع نمی كردند. به بچه ها هم می گفتند، صبر كنید تا خانم بیاید."

در همین زمینه دختر بزرگ ایشان می گوید:" اگر بگویم كه در طول شصت سال زندگی، زودتر از خانم دستشان توی سفره نرفت، دروغ نگفته ام. اگر بگویم كوچك ترین توقعی از ایشان نداشتند، دروغ نگفته ام. حتی می توانم بگویم در طول شصت سال زندگی هیچ وقت یك لیوان آب هم از خانم نخواستند."



ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 09:18 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
یا مقلب قلب یاران شاد کن
            یا مدبرخانه ها آباد کن
یا محول احسن الحالی نما
           قلبها را ازبدی خالی نما

سال 1391مببببببببببببببببببارک.

       

 
  

[ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 08:10 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب